سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
26
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)
فالمبنىّ للفاعل منه : ضمير در « منه » به ماضى برمىگردد . ما كان اوّله مفتوحا : ضمير در « اوّله » به « ما » راجع است . او كان اوّل متحرّك منه مفتوحا : ضمير در « منه » به « ما » برمىگردد . الى آخره : باقى صيغههاى چهاردهگانه عبارتند از : نصرت ( يارى كرد يكزن غائب در زمان گذشته ) . نصرتا ( يارى كردند دو زن غائب در زمان گذشته ) . نصرن ( يارى كردند زنان غائب در زمان گذشته ) . نصرت ( يارى كردى تو يكمرد حاضر در زمان گذشته ) . نصرتما ( يارى كرديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته ) . نصرتم ( يارى كرديد شما مردان حاضر در زمان گذشته ) . نصرت ( يارى كردى تو يكزن حاضر در زمان گذشته ) . نصرتما ( يارى كرديد شما دو زن حاضر در زمان گذشته ) . نصرتنّ ( يارى كرديد شما زنان حاضر در زمان گذشته ) . نصرت ( يارى كردم من در زمان گذشته ) . نصرنا ( يارى كرديم ما در زمان گذشته ) . على هذه المذكورة افعل : مقصود چهارده صيغه فعل ماضى از باب افعال است همچون : اكرم ( احسان نمود يك مرد غائب در زمان گذشته ) . اكرما ( احسان نمودند دو مرد غائب در زمان گذشته ) . اكرموا ( احسان كردند مردان غائب در زمان گذشته ) . تا آخر صيغههاى چهاردهگانه . فاعل : منظور چهارده صيغه فعل ماضى از باب مفاعلة است همچون : ضارب ( زدوخورد نمود يكمرد غائب در زمان گذشته ) .